مجموعه خداي جنگ 1 و 2 براي كامپيوتر.
سري بازيهاي خداي جنگ، هيچ چيزي به عنوان يك بازي اكشن كم ندارند به استثناي يك نقص تقريباً بزرگ در خداي جنگ 3 كه البته آن هم در گرافيك بالاي بازي و صحنه هاي اكشن مثال زدني آن، گم مي شود: ضعف شديد داستان نسخه 3 از سري بازيهاي خداي جنگ. به دليل همين ضعف داستان هم تصميم به معرفي خداي جنگ 1 و 2 گرفتم.
مسلماً اولین نکته مهم در ساخت هر بازی بدون شک داستان و مسیر حرکتی آن در طول بازی است و این قسمت از اولین فاکتورهای انتخاب یک بازی خوب توسط بازیکن به شمار مي رود. مشخص است كه هرچه داستان به واقعیت و دنیای ما نزدیکی بیشتری داشته باشد محبوبیت آن افزایش مییابد و باز هم اگر چاشنی کمی تخیل و آینده نگری در آن گنجانده شود این معجون داستانی جذابیت دوچندانی به دست خواهد آورد. اما داستان یک بازی جایی به اوج خود میرسد که چاشنی تخیلات جای خود را به افسانهها و قهرمانان ملل جهان میدهند و بازیکن آن دیداری که قرنها یک ملت برای به حقیقت پیوستن افسانههای خود داشتهاند را پیش روی آنان قرار میدهد. به انجام رساندن این امر با تمام زیباییهایش بسیار سخت و دشوار است زیرا تیم نویسنده باید تحقیقات فراوانی را بر روی عقاید و افسانههای آن قوم انجام دهد و کمترین دخل و تصرفی در اصل موضوع صورت نپذیرد. تیم داستان نویسی سونی به سوی یونان رفت و با تحقیقات چند ساله بر روی عقاید و داستانهای مردم این سرزمین توانست بازی بزرگ و تاریخی God of War را به تمام بازیکنها و حتی دوستداران تاریخ جهان عرضه کند. داستان اين بازي ريشه در عقايد مردمان يونان باستان دارد.
همانطور كه قطعاً مي دانيد، در يونان باستان، براي هر پديده اي نامي وجود داشته است. مثلاً خداي آسمان، اورانوس نام داشت و خداي زمين، گايا. از پيوستن اين دو، خداي خورشيد متولد شد و در كنار آ‹ غولهايي وحشي و شن به نام كرونوس. كرونوس صرفاً به وحشي گري و خونريزي مي پرداخت و از سوي گايا و اورانوس اخطاري دريافت كرد كه روزي توسط يكي از فرزندانش شكست خواهد خورد. به همين دليل كرونوس، تمام فرزندانش را مي بلعيد. بعد از تولد آخرين فرزند كرونوس يعني زئوس، گايا به جاي نوزاد، تكه سنگي را در قنداق پيچيد و آن را به كرونوس داد. كرونوس هم غافل از اينكه نوزادش زنده مانده، با شعف بسيار تكه سنگ را بلعيد.
با بزرگ شدن زئوس، جنگ ميان او و كرونوس شروع شد. زئوس با كمك همسر نخست خود، كرونوس را مسموم كرد و با اين كار توانست خواهران و برادران خود را از درون شكم كرونوس نجات دهد. سپس زئوس با كمك برادران و خواهران خود توانست كرونوس را شكست داده وي را به سرزمين روح هاي سرگردان تبعيد كند.
بعد از گذشت مدتي، زئوس با يكي از خواهرانش ازدواج كرد كه حاصل ازدواج آنها يك دختر به نام آتنا بود كه خداي علم و زيبايي شد و يك پسر دوقلوي آتتا كه آرس نام گرفت و خداي جنگ شد.
داستان خداي جنگ يك بر نبرد فردي به نام كراتوس با خداي جنگ يا آرس استوار است كه در نهايت با پيروزي كراتوس خاتمه مي يابد، در طول اين داستان، صحنه هاي اكشن و جنگهاي بسياري به چشم مي خورد كه بارزترين ويژگي آنها، گرافيك بسيار بالاي مبارزات و حركات استثنائي شخصيت اصلي است كه آن را به يك نمونه كامل در بازيهاي اكشن مبدل ساخته است.
پايان خداي جنگ 1 با آزادسازي آتن از دست آرس توسط كراتوس رقم ميخورد.
در خداي جنگ 2، كراتوس كه اكنون با شكست دادن آرس، خداي جنگ شده است، به خونريزي و جنگ افروزي بسيار مشغول است. حتي بيش از آرس خونخوار.
وقتي کراتوس برای تصرف شهر Rhodes آماده می شد،آتنا نزد آو آمد و درخواست کرد به این نبرد خونین خاتمه دهد و کراتوس با اشاره به این مطلب که به هیچ کس نیازی ندارد او را کنار زده و رهسپار شهر Rhodes بر روی زمین می شود و به محض رسیدن به شهر همانند Ares در شهر آتن شروع به ویران و نابود ساختن جای جای شهر می کند.ناگهان آتنا در هیبت یک مرغ دریایی ظاهر شده و با استفاده از نیروی جادویی ضمن برگداندن کراتوس به اندازه سابق (يك انسان معمولي. كراتوس بعد از كشتن آرس به هيكل يك خدا ئست مي يابد) و گرفتن بیشتر نیروهای خدایی او،سراغ مجسمه ی غول پیکر Rhodes رفته و با جان بخشیدن به آن،مجسمه را رهسپار نبرد علیه کراتوس می کند.البته قدرت کراتوس ماورای تصور خدایان می بوده و او با وجود این که نسبت به قبل بسیار ضعیف تر شده بود، باز هم از پس این رقابت برآمده و در چند نبرد پیاپی مجسمه عظیم الجثه را شکست داد.تا این که در نبرد نهایی مقابل مجسمه قرار میگیرد. در این جا زئوس دست به یک تدبیر کارساز می زند و با فرستادنBlade Of Olympus (شمشیری که زئوس در جنگ بوسیله آن تایتان ها و کرونوس را شکست داده بود) در ظاهر سعی می کند به کراتوس کمک کند.اما قضیه چیز دیگری بود.زیرا کراتوس جهت استفاده از آن مجبور شده بود باقی مانده قدرت خدایی خود را نیز از دست داده و تمام آن قدرت ها را به شمشیر الیمپوس منتقل کند و آن را به حداکثر قدرت خود برساند.
کراتوس به وسیله اسلحه جدیدش موفق شد مچسمه را از بین ببرد.اما دست این غول عظیم الجثه در حال سقوط بر روی کراتوس افتاد و او را که دیگر هیچ یک از قدرت های سلبق خود را نداشت به سختی مجروح ساخته و در مقابل لشکریان اسپارتا نقش زمین نمود.در حالی که کراتوس تلو تلو خوران به سمت شمشیرش در حال حرکت بود،زئوس ظاهر شد و BladeOfOlympus پرقدرت شده را در اختیار خود گرفت.ظاهرا از آنجا که آتنا از توقف وحشی گری و خشونت کراتوس انصراف داده بود،خود زئوس مجبور شده بود شخصا وارد عمل شود.او به کراتوس در آخرین لحظات شانس دیگری داد که تا ابد مطیعش بوده و به او خدمت کند.اما کراتوس نپذیرفت و زئوس با فریاد"تو هرگز فرمانروای الیمپوس نخواهی شد"با ضربه ی شمشیر سینه ی کراتوس را شکافت و او را کشت.
در حالی که کراتوس برای دومین بار به سمت Hades سقوط می کرد،کمک غیر منتظره ای دریافت کرد:Gaia مادر زمین.کسی که گویا تمام مدت مراقب و نظاره گر کراتوس بوده. او زخم های کراتوس را التیام می بخشد و به او می گوید اگر می خواهد سرنوشت را تغییر دهد،باید در جستجوی سه خواهر سرنوشت باشد... .
مجموعه خداي جن، سرشار از صحنه هاي خشن است كه بارزترين آن را مي توان موارد زير ناميد:
همانطور كه قطعاً مي دانيد، در يونان باستان، براي هر پديده اي نامي وجود داشته است. مثلاً خداي آسمان، اورانوس نام داشت و خداي زمين، گايا. از پيوستن اين دو، خداي خورشيد متولد شد و در كنار آ‹ غولهايي وحشي و شن به نام كرونوس. كرونوس صرفاً به وحشي گري و خونريزي مي پرداخت و از سوي گايا و اورانوس اخطاري دريافت كرد كه روزي توسط يكي از فرزندانش شكست خواهد خورد. به همين دليل كرونوس، تمام فرزندانش را مي بلعيد. بعد از تولد آخرين فرزند كرونوس يعني زئوس، گايا به جاي نوزاد، تكه سنگي را در قنداق پيچيد و آن را به كرونوس داد. كرونوس هم غافل از اينكه نوزادش زنده مانده، با شعف بسيار تكه سنگ را بلعيد.
با بزرگ شدن زئوس، جنگ ميان او و كرونوس شروع شد. زئوس با كمك همسر نخست خود، كرونوس را مسموم كرد و با اين كار توانست خواهران و برادران خود را از درون شكم كرونوس نجات دهد. سپس زئوس با كمك برادران و خواهران خود توانست كرونوس را شكست داده وي را به سرزمين روح هاي سرگردان تبعيد كند.
بعد از گذشت مدتي، زئوس با يكي از خواهرانش ازدواج كرد كه حاصل ازدواج آنها يك دختر به نام آتنا بود كه خداي علم و زيبايي شد و يك پسر دوقلوي آتتا كه آرس نام گرفت و خداي جنگ شد.
داستان خداي جنگ يك بر نبرد فردي به نام كراتوس با خداي جنگ يا آرس استوار است كه در نهايت با پيروزي كراتوس خاتمه مي يابد، در طول اين داستان، صحنه هاي اكشن و جنگهاي بسياري به چشم مي خورد كه بارزترين ويژگي آنها، گرافيك بسيار بالاي مبارزات و حركات استثنائي شخصيت اصلي است كه آن را به يك نمونه كامل در بازيهاي اكشن مبدل ساخته است.
پايان خداي جنگ 1 با آزادسازي آتن از دست آرس توسط كراتوس رقم ميخورد.
در خداي جنگ 2، كراتوس كه اكنون با شكست دادن آرس، خداي جنگ شده است، به خونريزي و جنگ افروزي بسيار مشغول است. حتي بيش از آرس خونخوار.
وقتي کراتوس برای تصرف شهر Rhodes آماده می شد،آتنا نزد آو آمد و درخواست کرد به این نبرد خونین خاتمه دهد و کراتوس با اشاره به این مطلب که به هیچ کس نیازی ندارد او را کنار زده و رهسپار شهر Rhodes بر روی زمین می شود و به محض رسیدن به شهر همانند Ares در شهر آتن شروع به ویران و نابود ساختن جای جای شهر می کند.ناگهان آتنا در هیبت یک مرغ دریایی ظاهر شده و با استفاده از نیروی جادویی ضمن برگداندن کراتوس به اندازه سابق (يك انسان معمولي. كراتوس بعد از كشتن آرس به هيكل يك خدا ئست مي يابد) و گرفتن بیشتر نیروهای خدایی او،سراغ مجسمه ی غول پیکر Rhodes رفته و با جان بخشیدن به آن،مجسمه را رهسپار نبرد علیه کراتوس می کند.البته قدرت کراتوس ماورای تصور خدایان می بوده و او با وجود این که نسبت به قبل بسیار ضعیف تر شده بود، باز هم از پس این رقابت برآمده و در چند نبرد پیاپی مجسمه عظیم الجثه را شکست داد.تا این که در نبرد نهایی مقابل مجسمه قرار میگیرد. در این جا زئوس دست به یک تدبیر کارساز می زند و با فرستادنBlade Of Olympus (شمشیری که زئوس در جنگ بوسیله آن تایتان ها و کرونوس را شکست داده بود) در ظاهر سعی می کند به کراتوس کمک کند.اما قضیه چیز دیگری بود.زیرا کراتوس جهت استفاده از آن مجبور شده بود باقی مانده قدرت خدایی خود را نیز از دست داده و تمام آن قدرت ها را به شمشیر الیمپوس منتقل کند و آن را به حداکثر قدرت خود برساند.
کراتوس به وسیله اسلحه جدیدش موفق شد مچسمه را از بین ببرد.اما دست این غول عظیم الجثه در حال سقوط بر روی کراتوس افتاد و او را که دیگر هیچ یک از قدرت های سلبق خود را نداشت به سختی مجروح ساخته و در مقابل لشکریان اسپارتا نقش زمین نمود.در حالی که کراتوس تلو تلو خوران به سمت شمشیرش در حال حرکت بود،زئوس ظاهر شد و BladeOfOlympus پرقدرت شده را در اختیار خود گرفت.ظاهرا از آنجا که آتنا از توقف وحشی گری و خشونت کراتوس انصراف داده بود،خود زئوس مجبور شده بود شخصا وارد عمل شود.او به کراتوس در آخرین لحظات شانس دیگری داد که تا ابد مطیعش بوده و به او خدمت کند.اما کراتوس نپذیرفت و زئوس با فریاد"تو هرگز فرمانروای الیمپوس نخواهی شد"با ضربه ی شمشیر سینه ی کراتوس را شکافت و او را کشت.
در حالی که کراتوس برای دومین بار به سمت Hades سقوط می کرد،کمک غیر منتظره ای دریافت کرد:Gaia مادر زمین.کسی که گویا تمام مدت مراقب و نظاره گر کراتوس بوده. او زخم های کراتوس را التیام می بخشد و به او می گوید اگر می خواهد سرنوشت را تغییر دهد،باید در جستجوی سه خواهر سرنوشت باشد... .
مجموعه خداي جن، سرشار از صحنه هاي خشن است كه بارزترين آن را مي توان موارد زير ناميد:
- پرش خون بعد از كشتن هر يك از دشمنان به شكلي كاملاً طبيعي
- تكه تكه كردن بدن دشمنان بعد از شكست دادن آنان
- مبارزات بسيار خشن با غولهاي بزرگ بازي كه سرشار از خونريزي است
موسيقي متن مثال زدني اين بازي را از دست ندهيد... .
سيستم مورد نياز براي اين بازي:
- ويندوز XP يا ويستا/ در مورد 7 گزارشي از اجرا نشدن دريافت نشده است.
- CPU پنتيوم 4 اينتل 3گيگاهرتز يا اتلون 3000
- 1GB رم
- 256MB گرافيك
- 5GB فضاي مورد نياز روي هارد
جهت خريد اينترنتي اين مجموعه استثنائي با روش پرداخت در زمان تحويل، روي دكمه زير كليك كنيد:
قيمت: 6000 تومان (خداي جنگ 1 و 2)